عنب، ازوم، انگور
هزار بار نوشتهام ـ البته با تقريب سه صفر! ـ و لازم باشد باز هم مينويسم، وقتي بوش رئيسجمهور آمريکا باشد، سارکوزي هم بايد رئيسجمهور فرانسه باشد و هکذا الي آخر؛ بنابراين، وقتي همه چيز مطابق قاعده پيش ميرود، جاي چندان نگراني خاصي نيست. در همين راستا، آمريکا در همين فاصله اندک؛ يعني از دوربرگردان قبلي تا دوربرگردان کنوني، به نحو چشمگيري به طبل جنگ عليه ايران کوبيده و کوشنر، وزير امور خارجه فرانسه هم براي جنگ با ايران، اعلام آمادگي کرده است.
در اين ميان، هر چقدر هم که البرادعي تأکيد ميکند هيچ انحرافي از برنامههاي ايران از سوي آژانس مشاهده نکرده، گوش هيچ کس بدهکار نيست. انگار آقاي البرادعي به عربي ميگويد: «صلح» اما بقيه به انگليسي و فرانسه و زبانهاي ديگر ميگويند: «جنگ»!
آخرين خبر اينکه وزير امور خارجه هلند نيز به سرعت دنبال قافله است و براي عقب نماندن، رسما اعلام کرده که هلند از تحريمها عليه ايران حمايت ميکند. هنوز معلوم نيست فرح خانم کريمي، نماينده بانفوذ ايراني در پارلمان هلند، «زمانه» را چگونه ميگذراند!
از اون لحاظ
تا به حال 250 کارشناس حقوق بينالملل گفتهاند: وقتي پروندهاي از آژانس انرژي اتمي به شوراي امنيت فرستاده شد، امکان مختومه کردن آن در آژانس وجود ندارد و قاعدتا اين حرف مثل برخي اوقات ديگر، در تضاد با حرفهاي رئيسجمهور محترم است، اما خوشبختانه کارشناسان اين بار کار به دعوا و يا کشفهاي کيهاني مبني بر اينکه کارشناسان، کارنشناس هستند يا مزدور بيگانهاند يا مرض دارند، نکشيد و محمدعلي حسيني، سخنگوي وزارت امور خارجه، راهحل جديدي پيدا کرد.
آقاي حسيني به خبرنگاراني که خواستار توضيح درباره اين جمله که «موضوع پرونده هستهاي ايران به عنوان يک موضوع سياسي خاتمه يافته است و اين پرونده، مسير حقوقي و فني خود را بايد در آژانس طي کند»، توضيح داد: «منظور از بسته شدن پرونده هستهاي ايران، اين است که ايران به لحاظ دستيابي به فناوري هستهاي به جايگاهي رسيده که هيچ نهاد و کشوري، نميتواند آن را ناديده بگيرد».
کارشناسان مستقر در «دوربرگردان» ـ پس از آنکه به حالت عادي برگشتند ـ معتقدند از ميان تمام روشهاي تفسيري، روش ابداعي آقاي حسيني، بهتر و کاراتر بوده و پيشبيني ميشود ديگر مسئولان و يا طرفداران رسانهاي، از اين روش استفاده کنند.
بنابراين، با تأسي از همين روش ميتوان گفت:
- منظور از افشاي اسامي مفسدان اقتصادي، اين است که همه مفسدان اقتصادي داراي نام هستند!
- منظور از آوردن نفت بر سر سفره مردم، اين است که جنس سفرهها معمولا از مواد پتروشيمي مشتق از نفت است!
- منظور از شايستهسالاري و پرهيز از فاميلگرايي، اين است که «پارسخودرو» مال مهرداد است!
- الي آخر!
ما بنزين نميخوايم يالله
سهميهبندي بنزين، هزار و يک خاصيت دارد که هزار و يکمين خاصيت آن اين است که اصولگرايان مستقل مجلس، ميتوانند به خاطر سهميه اضافيشان، حال حداد عادل را بگيرند. گويا، وزارت نفت براي هر نماينده، سهميه 1200 ليتري در نظر گرفته است و اين تبعيض، خون نمايندگان متعهد، فهيم و دردآشنا و البته اصولگراي مستقل ما را به جوش آورده است (اصولا به انتخابات که نزديک ميشويم، خون نمايندگان محترم زودتر از سابق به جوش ميآيد، به شرطي که کانديداي دوره بعدي باشند).
در اين زمينه قرار است چند نفر از نمايندهها با رئيس مجلس مناظره کنند تا امت شريف و رأيدهندگان فهيم ايران، بفهمند دليل اين بيعدالتي عظيم و اين زيان ملي چه بوده است. انشاءالله آنموقع به خاطر گراني، بيکاري و يا بمب، مملکت منفجر نشده باشد و ما هم بتوانيم شاهد اين نوع مناظرههاي تاريخي باشيم. آمين يا ربالعالمين!
نه حسن، خطرناکه حسن!
حسن بيادي، قهرمان تغيير جهت در سرعت زياد، اعلام کرد، علت کانديداتوري وي براي رياست فدراسيون فوتبال اين بود که يکي از امامان از وي اين امر را خواسته است.
عين جمله گهربار آقاي بيادي که در چند روزنامه نقل شده، اين است: «اربابم امام حسين ـ عليهالسلام ـ به من تکليف کرد در اين انتخابات شرکت کنم. وقتي از هيأت برگشتم، انگار به من الهام شد براي کمک به فوتبال در انتخابات حضور پيدا کنم؛ حالا هم به خواست اربابم کانديدا ميشوم!».
هرچند آقاي بيادي تلاش کرد اين جملات را تکذيب کند، اما من برخلاف بعضي از رسانههاي جنجالچي، فکر ميکنم آقاي بيادي قصد سوءاستفاده از مسائل مذهبي را نداشته است و احتمالا فقط چند کلمه که اشتباها بر زبان ايشان جاري شد، کار را کمي خراب کرده است. با حذف اين چند کلمه، خودتان به وضوح ميبينيد که کل عبارت، صد درصد مطابق واقعيت است و ماجراي ورود ايشان به ورزش، همانند آقاي حبيب کاشاني و بعضي دوستان ديگر است: «اربابم به من تکليف کرد در اين انتخابات شرکت کنم. وقتي از هيأت برگشتم، انگار به من الهام شد براي کمک به فوتبال در انتخابات حضور پيدا کنم؛ حالا هم به خواست اربابم کانديدا ميشوم!».
اينترنت هست، مشتري نيست
ماجراي نامه مديران بعضي از سايتهاي خبري به مجلس شوراي اسلامي، دارد به جاهاي بامزهاي ميرسد. البته خود نامه هم در نوع خودش کم بامزه نيست. فکرش را بکنيد مديران سايتهايي مثل «بازتاب»، «آفتاب»، «عصر ايران»، «انتخاب»، «فردا»، «فرارو» و چند تاي ديگر که سايه همديگر را هم با تير ميزنند، براي نخستين بار در طول تاريخ ـ هرچند مجازي ـ دور هم جمع شوند و به نمايندگان مجلس نامه بنويسند که تو را به خدا به ما اينترنت بدهيد!
مدتها قبل گلايه اين سايتها اين بود که چرا ما را به رسميت نميشناسيد و خبرنگار ما را به مجلس و هيأت دولت راه نميدهيد، بعدا به اين راضي شدند که اينترنت بدون فيلتر در اختيارشان گذاشته شود، بعد که هيچکدام افاقه نکرد، گفتند، پس لااقل خودمان را فيلتر نکنيد و حالا کار به جايي رسيده که دست به دامن مجلس شدهاند که تو را به خدا اينترنت ما را قطع نکنيد.
همينطوري پيش برود، فکر ميکنم بايد برويم در يکي از استانهاي دورافتاده تا در هنگام بازديد استاني رئيسجمهور، عريضه بدهيم دست ايشان و التماس کنيم که تو را به خدا برق ما را هم وصل کنيد!
راستي، يکي از مديران يکي از روابط عموميهاي شرکت مخابرات در گفتوگو با «راديو زمانه» گفته است: «ما اينترنت پرسرعت داريم، مشتري نداريم».
لطفا عفت کلام داشته باشيد!
دستانداز
هر دفعه پيغامهاي زيادي برايم از خوانندگان ميرسد که پرسيدهاند آيا من در سايتهاي ديگري هم مينويسم يا خير. پاسخش مثبت است، اما اينکه ميپرسند نام آن سايتها چيست، متأسفانه نميتوانم پاسخ دهم. دليلش هم اين است که آقاي سردبير ما فکر ميکند اين کارها رپرتاژ آگهي است. تو را به خدا ميبينيد؟ مردم صبح تا شب در راديو و تلويزيون خودشان رپرتاژآگهي ميروند و رسانه «ملي» را کردهاند بيلبورد تبليغاتي، آن وقت اين سردبير زورش به من ميرسد.

نوشته شده توسط مخبر الدوله در چهارشنبه 28/6/1386 و ساعت 5:43 صبح |
نظرات ديگران()